۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۴, جمعه

آدم و انسان

صفحه طراحی عکس را گذاشته و زیرش نوشته برای کوکتل خوردن و ‌رویا دیدن.
شایسته بود زیرش مینوشتم: زمانی انسان زیاد بود و‌رویا زیاد بود و احساس زیاد بود. الان آدم زیاد است و رویا کم است و‌احساس اصلاً نیست. که برای رویا دیدن لازم نیست چند میلیارد بدهی و این دیزاین فوق العاده را در سر یک برج‌ بخری و بنشینی تا شاید یک رویا به سراغت بیاید. امروزه ما اشباعیم، از مصرف روزانه، از لذت حواس پنجگانه. دیگر زمان و‌توانی نیست تا لختی بیاساییم و‌ دلمان چیزی را بخواهد برای حس کردن نه تمتع جستن.
میشود همه جور طراحی، مدل، مدرنیته و.. را یافت و یا ساخت اما بی جان. وجود انسان و‌آن‌حس خاص بودن با اوست که به آن فضا جان میدهد. برای جان یک فضا، انسان لازم و‌کافیست حالا طراحی اش باشد یا نباشد.
حس میکنم شبیه کارن هورنای شدم که یک‌ کتاب نوشت و بقیه کتابهایش عملاً تکرار همان کتاب اول بود!! از بس که انسانم آرزوست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر