۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۵, شنبه

پس از باران!!

می نویسم تا فراموش نکنم...
جوامع سرخورده، تحقیر شده و آسیب دیده در معرض خطر بسیار بدی قرار دارند. جدای همه مسائلی که واضح است تبدیل شدن زندانی به زندانبان است.
برخلاف مهربانی، عاطفه، محبت و دیگر خصائل انسانی که به نظر میرسد با تولد انسان با اوست خشونت و انواع آن را باید دید وگرنه نمیتوان به شکل پیچیده تولیدش کرد. به زبان بهتر، خشونت خشونت می زاید. جور دیگر بخوانیم، این خشونت است که خشونت می زاید. همین است که بسیار از مصلحین اجتماعی با انقلاب یا درگیری مخالف اند. آنها معتقدند که از دل خشم و جنون جز خشم و جنون بار نمی آید. اما میتوان سروته نیز به این مورد نگریست. یعنی اگر سیاهی و تباهی دیدیم عقبه داشته، دنباله داشته است. اگر به عقب برویم حتماً ریشه ای برای آن خواهیم یافت.
این بزرگترین خطری است که جوامع زجرکشیده را تهدید می کند. وگرنه جهان در گذر است، به قول قدما گهی زین به پشت و گهی پشت به زین. اگر همراه با زمان در تکاپو باشی هیچگاه در یک جا نخواهی ایستاد، حتی اگر تکاپو نکنی زمان از تو میگذرد و تو عقب خواهی ماند. به هر صورت جهان یک جا نمی ماند.
و روزی می رسد که لایه های زیرین در پی تلاشهایشان به لایه های بالایی دست پیدا می کنند. کسانی که جز خشونت ندیده اند، جز بی رحمی تجربه نکرده اند خصوصاً از همین لایه های بالایی. آنان خیلی راحت دست به سوءاستفاده از قدرت می زنند، چرا که به اعتقاد آنها تا الان قدرت جز استفاده شخصی برای صاحبانش فایده دیگری نداشته و حال نوبت آنهاست.
حتی در جوامع علمی می توان رد این اثر را یافت. همین جوامعی که در صد سال گذشته مستعمره بوده اند و حالا مستقل شده اند. حافظه تاریخی، کامل و بی نقص انتقال یافته و آن ها که تا دیروز به خاطر رنگ، نژاد و ملتشان مورد تحقیر بوده اند، نقاط قوتشان دیده نمی شده یا از آن ها جهت ارتقا استفاده شده است همین را برای دیگرانی که به نظرشان قدرت ندارند اعمال می کنند. باور ندارید امتحان کنید. حتی در کار ساده ای مثل چاپ یک مقاله case report. اگر از ایران مقاله بفرستید یک مجله اروپایی ممکن است یک نگاه بکند، اگر به نظرش مهم نیاید ظرف یک هفته می گوید ما دیگر برای این دست مقالات جا نداریم. اما یک مجله آسیایی که معلوم هم نیست چه طور مجوز انتشار گرفته سه ماه نگه میدارد، مقاله را هم نمیخواند، بعد یک جوابیه چرند می دهد که شما مطمئن می شوید که این سه ماه مقاله یک جایی قد یک وجب خاک خورده است. حتی از رو هم نخوانده، اگر جوابیه را به یک شخص سوم بدهید که فقط تخصص مربوطه را داشته باشد با این جواب مدرک جواب دهنده را زیر سوال می برد. آخر جواب هم می نویسد یک هفته وقت داری بفرستی این آدرس دیگر و پول بدهی تا چاپ کنیم.
همین است که شما آخرش متاسفانه مجبورید که با همان مجلات اروپایی همکاری کنید و بگذارید زمان از روی عقده های فروخفته و نخفته آسیایی ها بگذرد تا شاید زمانی شفا یابند. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر